من به واقع رها شدم
شهادت زندگی من ، من رها در سال ۱۹۸۲ در یک خانواده مسلمان در ایران متولد شدم و هفده سال پیش قلبم را به عیسای مسیح دادم. خواهر بزرگم راجع به ایمانش به عیسای مسیح با من صحبت کرد و من رو تشویق کرد که کتاب انجیل را بخوانم. به یاد دارم روزی که برای اولین بار خواهرم در مورد مسیح با من صحبت کرد ، قلب من پر از کینه و نفرت بود و مدام به خودکشی فکر می کردم. وقتی کتاب انجیل را شروع به خواندن کردم این آیه در انجیل متی قلب من رو لمس کرد.
«اما من به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هرکه به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید. »انجیل متی ۵: ۴۴
این آیه من رو به چالش کشید و از خودم سوال کردم چطور من که پدر خودم را نمیتوانم ببخشم و محبت کنم می توانم دشمنان خود را محبت کنم. پدر من متاسفانه به الکل اعتیاد شدید داشت و اعتیادش مشکلات زیادی را برای خانواده بوجود آورده بود که شامل آسیب های شدید روحی و روانی بود.
او ۵ سال بخاطر اشتباهات فردی اش که منجر به زندانی شدن او شده بود نتوانشت از خانواده مراقبت کند و من می بایست در آن ایام تمام وقت کار میکردم تا مخارج زندگی خانواده را تامین کنم و به این خاطر من نمی توانستم پدرم رو ببخشم ، تمام قلب من پر از نفرت و خشم بود.
مسیح از بخشش حرف می زد ، او می خواست من را ببخشد و من نیاز به آرامی و شفا داستم. در حالی که کتاب انجیل را می خواندم ، تصمیم گرفتم در جلسات کلیسای خانگی مشارکت کنم، تا هم با اعمال مسیحیان از جمله دعا و پرستش آنها و همچنین، خودم نیز اطلاعاتی از کتاب مقدس بدست بیاورم. اما ورود من به کلیسا ، مقدمه ای شد بر لمس حضور شیرین خدا و همچنین احساس آزادی و شفا.
امروز بعد از 17 سال به خود می بالم که فرزند خدا هستم و مهم تر از همه ، رها در او.
«اما من به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هرکه به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید. »انجیل متی ۵: ۴۴








آمین آمین ، خدا ما ، خدای رهاننده است .